اگه ساعت ما دقیق باشه الان 4:58 دقیقه آخرین روز سال 90 هستش و احتمالا این پست تا حدودا ساعت 5:05 هم طول میکشه .سال داره تموم میشه و یه سال دیگه میاد.حرفم کلیشه ای بود خودمم میدونم ولی چه کنم که چیزی تو آستین ندارم .سر هر خط یه دو دقیقه ای دارم فکر میکنم. فکر کنم بیشتر از زمان مقرر بشه.همه  خانواده خوابن من بیدار،همه مستن من هشیار. کلا بین من و بقیه تضاد زیاده همه نیمه دومی من اولی ،همه کم حرف من وراج ،همه عصر وارد شدن من صبح خداروشکر خدا از اول مارو میشناخت و میدونست علاقه ای به شبیه بقیه بودن ندارم .

ولش کنین ،این چیزا چیه ؟کم تر از 3 ساعت دیگه به تحویل سال مونده !امسال چه سالیه؟اسمش چیه؟قراره چی بشه ؟یه اسکار دیگه ببریم؟بازم اختلاس؟یه ترور دیگه؟شاید یه عقاب دیگه بخواد کوچ کنه!بازم شوخی خرکی جلو خیلیا؟،آیا مرگ دیکتاتور دیگه تو راهه ؟یا شایدم بردن تو 10 دقیقه !والا ،ما چه میدونیم؟ خدا خودش بهتر از همه میدونه .اگه بخواد حالتو میگیره،اگه نخوادم بهت حال میده .این آخر سری که خدا داشت یکی از اسطوره هامونو ازمون میگرفت وسط راه ولش کرد گفت جوونه ،بچه داره ولی جاش رفت یقه یه بدبخت دیگه رو چسبید و بردش و آتشی در نیستان انداخت و قشنگ حال همه رو گرفت .سال 91 ایشالا سالی باشه که آسمون سرخ بشه ،زمین سبز بشه،و...

سال نو همتون مبارک

پ.ن:از 5:05 رسید به 5:24 دقیقه بالاخره ماییم دیگر!