بله ماییم دیگر!

ماییم که رفیقانمان مسخره مان میکنند که بنظرشان ادا در میآوریم و میگوییم به شجریان علاقه داریم و از ساسی مانکن بدمان می آید!

ماییم که رفیقانمان اسکلمان میکنند که فیلمهای لودگی را نمی پسندیم (اخراجیها و افراطیها)و بیشتر فیلمهای درام خوشمان می آید البته از کمدی بدمان نمی آید ولی کمدی با معنی و  جالب را دوست داریم و از کمدی های چرت و پپرت بدمان می آید!!!!!!!!!ماییم که وقتی بهشان میگوییم که کتاب خواندن را دوست داریم آنان میگویند حوصله داریا!و ماهم تاییدش میکنیم!

ماییم که به زفیقانمان میگوییم جای دیدن فیلمهای جکی چان حاضریم بنشینیم اشکها و لبخندها یا آپارتمان را برای هزارمین بار ببینیم یا راننده تاکسی یا دیگر فیلمهای عشقمان رابرت دنیرو را!االبت فیلمهای برادر مارلون هم باشد بدمان نمی آید!

ماییم که به دوستانمان میگویم :ای یاران پایه هستید به تماشای یه حبه قند برویم ؟و آنان میگویند کمدی است؟و ما میگوییم نه و آنان میگویند لیکن گر کمدی نیست ما به آنجا جلوس نمی فرماییم.ماهم مشتی خاک بلند میکنیم و بر سر آنان میکوبیم و همراه با آن میگوییم:خداوند تمام خاکهای هستی را بر سرتان بپاشد انشاالله!

به هر صورت با اینهمه تضاد اینها دوستانمان هستند و ماهم طبق نامی که برایشان گذاشتیم(دوستان)با ایشان حال میکنیم و اینهم خودش یک مورد  است که نشان میدهد :

ماییم دیگر