دیگه از صمیم قلب منتظرم که امام زمان ظهور کنه چون واقعا آخر الزمان رو دارم میبینم داستان از اینجا شروع میشه که:

یه روز رفته بودم شهر کار داشتم دنبال یه فیلمی میگشتم(وکیل مدافع شیطان)همینطوری داشتم پیاده روی میکردم و آهنگ زمزمه میکردم که دیدم یه پسر حدود 17 18 ساله داره میاد یه دختره هم اونور داشت با دوستش حرف میزد پسر از جلوش رد شد یه دفع دختره با صدای بلند گفت شماره میدیتعجبپسره سر شد ولی خودش رو به کری زد و رفت منم اونجا با دهان باز وایساده بودم نگاش میکردم که یهدفعه ای گفت چیه تو میخوای شماره بدی منم رفتم پشت سرم هم نگاه نکردم هنوز تو شوک این شماره بودم داشتم راه میرفتم یه دفعه ای دیدم یه پسر جیگول پیگول داره میاد موهاش یه طرف مشکیه یه طرف سیاه بعد ناخنهاشم رکورد بلندی رو زده با موهای پریشون داره میاد بعد با دوستش داشت حرف میزد صداش رو نازک کرده بود هی موهاشم پریشون میکرد که من از پسر بودن خودم خجالت کشیدم خجالت منم که فیلم رو به کلی از یاد برده بودم دوان دوان رفتم که تاکسی بگیرم برم که یادم اومد فیلم رو نگرفتم رفتم یه آشنایی داشتم از اونجا فیلم میگرفتم اونم قیلم رو بهم داد منم رفم تا اینقدر دیگه شرمنده نشم .واقع واسم جالب چرا جامعه ما اینطوری شده؟من فکر میکنم همش بخاطر جلب توجه شما چی؟

پ.ن:وکیل مدافع شیطان فیلم فوق العاده ای بود با بازی چشم نواز آل پاچینو و کیانو ریوز واقعا ارزشو داشت