فعلا که کار ما تو مدرسه شده ارشاد بچه ها مبنی بر کپی نخریدن و از کسی نگرفتن قهوه ی تلخ .

روز سوم مدرسه:

_متی قهوه ی تلخ و برام میاری؟

من:نه

_چرا ؟

من:چون خود مهران مدیری گفته کپی نکنید.

_گفته کپی نکنید نگفته به کسی ندید که.

و من با نیشخند می گم:اتفاقا گفته به کسی هم ندید.

و دوستم میره،حالا بماند هر روز همینا رو به من میگه و من بازم میگم نمیدم

دو روز بعد :

_متی رفتم مجموعه 1،2 قهوه ی تلخ رو خریدم .

من:آفرین بچه ی خوب.

حالا که این آدم شد ما یه نفس راحت میکشیم.

سه روز پس از اون واقعه

یکی از بچه ها:معتمد ما هرچی به این فلانی میگیم آدم نمیشه میخواد بره کپی قهوه ی تلخ رو بخره.

من شتابان بسوی فلانی میدوم .

من:فلانی میخوای قهوه ی تلخ کپی بخری .

فلانی:آره.

(و در همین حال من به خود می گویم باز شروع شد.)

من:چرا؟

فلانی:بابا تو الان میخری 2500 ولی من میرم میخرم 1000 تومان 1500 اختلاف داره.

و در همین حال است که من دوست دارم نیمکت رو بلند کنم و به سرش بزنم.(حیف که زور ندارم)

من:بابا اگه دوست داری ورشکست نشه و باز سریال بسازه اصل بخر.

فلانی:حالا مدیری نساخت رضویان میسازه.

من:با آدمایی مثه تو رضویان هم بیاد ورشکست میشه.

فلانی:بشه.رضویان ورشکست شد شفیعی جم میسازه.

(و در همین حال من دلم میخواد که ببندمش به نیمکت و همه رو ببرم بیرون از کلاس و کلاس رو خراب کنم رو سرش.)

آخه داداش من این از مردیته این از انصافته که یکی، دو سال زحمت بکشه این همه هزینه کنه که تو رو بخندونه بعد تو با بیخیالی میگی ورشکست بشه ،برادر من اگه خودت داشتی سریال میساختی بعد بیای بیرون تو بازار ببینی یکی داره کپی سریال رو میفروشه چه حالی پیدا میکردی ها؟جواب بده چه حالی پیدا میکردی؟الان تو حقت نیست بگیرن اینقدر بزننت که دیگه کپی نخری اون دوستمون که درست شد رفت اصل خرید تو کی میخوای درست شی؟

جون من کپی نکنید.

پ.ن:این فلانی خیلی پررو شده همین امروز فرداست که فک مکشو بیارم پایین.

پ.ن2:مردم الان دارن تو شهرهای دیگه قندیل میبندن ما فعلا تو خونمون دوتا کولر دو تیکه روشنه.

پ.ن 3:جمعه روز خوشحالی ماست گریه اونا.پرسپولیس رو عشقه.شعارما 6 تایی ها رو تون سیاه.